amp-web-push-widget button.amp-subscribe { display: inline-flex; align-items: center; border-radius: 5px; border: 0; box-sizing: border-box; margin: 0; padding: 10px 15px; cursor: pointer; outline: none; font-size: 15px; font-weight: 500; background: #4A90E2; margin-top: 7px; color: white; box-shadow: 0 1px 1px 0 rgba(0, 0, 0, 0.5); -webkit-tap-highlight-color: rgba(0, 0, 0, 0); } .amp-logo amp-img{width:190px} .amp-menu input{display:none;}.amp-menu li.menu-item-has-children ul{display:none;}.amp-menu li{position:relative;display:block;}.amp-menu > li a{display:block;} /* Inline styles */ div.acss88fc3{max-width:70px;} .icon-widgets:before {content: "\e1bd";}.icon-search:before {content: "\e8b6";}.icon-shopping-cart:after {content: "\e8cc";}
برجستگیهای زندگی امام کاظم (ع)
شناسنامه حضرت موسی ابن جعفر(ع)
امام موسی کاظم(ع) فرزند حضرت امام صادق (ع) ، مادرش حمیده از زنان فاضل زمان خود.در روز هفتم ماه صفر سال 128 هجری قمری در قریه أبواء بین مدینه و مکه به دنیا آمد و در بیست سالگی به امامت رسیدوبا پنجاه وپنج سال وپنج ماه عمر در تاریخ 25 رجب المرجب 183 توسط هارون به شهادت رسید. و34 سال امامت نمود.
و با چهار خلیفه معاصر بود نظیر منصور دوانیقی ، مهدی ، هادی و هارون.
مادر حضرت
مادر حضرت حمیده بربریه اهل بربر(مغرب ، اسپانیا) هفتاد دینار خریداری شد . او حمیده در دنیا و محموده در آخرت است . امام صادق (ع) او را هدیه الهی برای خود وآقا موسی ابن جعفر (ع) قلمداد نمود . در حقیقت فرشتگان او را از مغرب تا مدینه حفاظت نمودند تا سالم به دست حضرت برسد.
کظم الغیظ یعنی فرو نشاندن خشم وبه همین جهت به حضرت کاظم گویند. واین صفت وضعیت جامعه آن روز را نشان می دهد که افراد جامعه بخاطر جهل ، نادانی وغفلت به حضرت رفتار ناشایست داشتند وهمچنین رفتار جسورانه وهتاکانه حاکمان معاصراو که حضرت چاره یی جز خویشتن داری ومهار خشم وکنترل غیظ نداشت .
رفتار زشت حاکمان ورفتار جاهلانه برخی مردم موجب می شد تا حضرت عکس العمل سخت ورفتار مقابله به مثل داشته باشد اما روح کظم الغیظ حضرت او را مانع می شد . بزرگواری حضرت ، متانت وحلم حضرت وآن قدرت بالا ی خویشتن داری فراتر از آن بود که حضرت با جهال وافراد غفلت زده مواجه شود ویا با حاکمان نفهم وعنود مقابله به مثل نماید .
حضرت شخصیت با نفوذی داشت وبه شدت افراد را تحت تأثیر قرار می داد . وبه عبارتی حضرت جاذبه هایی داشت که مردم بخاطر آن جاذبه ها خیلی به امام علاقه مند می شدند .خود حضرت در یک گفتگویی با هارون می فرماید :” اَنَا اِمامُ القُلُوبِ وَ اَنتَ اِمامُ الجُسُومِ” من امام دلها هستم وتو امام بدن ها .
امام به معنای واقعی کلمه امام بود ومردم ذاتا امام واقعی را دوست می دارند وتحت تأثیر قرار می گیرند امام حقیقتا اهل معنویت بود وعامه مردم اهل معنویت را دوست می دارند وامام خوش اخلاق وخوش رو وخوشخوبود
که خلق نیک وخوی پسندیده ومرام ومنش زیبا برای مردم جالب است. وامام باب الحوائج وباب حاجات وامام گرهگشای کار مردم بود به نحوی که حاجتمندی را رد نمی کرد وتا امکان داشت در جهت رفع حاجت شان می کوشید . ومردم طبع سخی وروح بخشنده وقدم خیر وهمت بلند را دوست می دارند.
وامام عالم بود وعلم وعالمی هم برای عموم باجاذبه است . آری امام بردلها حکومت می کرد ومرد م حضرت را از عمق قلب دوست می داشتند.
حضرت به امور معیشتی مردم خیلی اهمیت می داد وتا می توانست به آنان کمک می کرد وشاید بخاطر همین خصوصیت به حضرت باب الحوائج گویند .همواره آماده بود تا مسکینی وفقیری از در برسد وحضرت به او کمکی داشته باشدو نزد حضرت کیسه های پول که کمترش کیسه دویست درهمی بود وجود داشت وهر سائلی که از در می رسید مساعدت می کرد .
کیسه پول معروف بود به “صُرّه” و “صُرّه موسی” مشهور بود . شبها برای فقراء ارزاق حمل می نمود وآرد وخرما برای شان می برد وبه صورت مخفی ونا آشنا به آنها می داد به نحوی که آنها آورنده ارزاق را نمی شناختند .
حضرت در هر شرائطی کمک مالی را داشت حتی زمانی که در زندان بود باز یاران او با هدایت او این کمک ها را قطع نمی کردند .
“شیعیان مخفیانه برای حضرت کمک می فرستادند وحضرت هم آن را به نحوی به دست نیازمندان می رساند.”(حدیقه الشیعه ، ص628)
از کار های مهم حضرت در زمان خود حمایت وصیانت وحفاظت از شیعیان بود .حضرت بر آن بود به هر نحو ممکن شیعیان را هم سامان دهد وهم از خطر وآسیب وقتل وشکنجه در امان بدارد .
ولذا از همه ظرفیتها استفاده می نمود تا آنان را حفظ نماید وکمکهای مالی واجتماعی وسیاسی وحتی بهره گیری از اصل تقیه ونیز سفارش به انسانهای مؤثر نظیر علی ابن یقطین ودیگرا ن در جهت حفاظت شان بهره گیرد .وخلاصه در این موضوع بسیار اهتمام داشت واز هر فرصت ومکنتی استفاده می نمود .
کثرت عبادت حضرت معروف است .کثرت نماز وکثرت تلاوت قرآن وکثرت دعا ومناجات به نحوی که به حضرت “حلیف السجده الطویله والدموع الغزیره” یعنی مدام سجده های طولانی داشت ومدام اشگ می ریخت ، اشگ زیاد ودرشت .
خلاصه اهل سجده وگریه بود . به حضرت زین المتهجدین هم گفته می شد . حافظ قرآن بود وباصوت زیبا قرآن می خواند وقرآن را بالحن محزون می خواند . از جمله اذکار آن امام بزرگوار در سجده این بود: اَلّلهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ الرّاحَهَ عِندَ المَوتِ وَالعَفوَ عِندَالحِسابِ . اِلهی عَظُمَ الذَّنبُ مِن عَبدِکَ فَلیَحسُنِ العَفوَ مِن عِندِکَ. (کتاب حدیقه الشیعه، ص628)
محدودیت شدید از سوی حاکمان به ویژه زمان منصور دوانیقی وهارون که مکرر تصمیم به قتل وحتی اقدام به قتل حضرت گرفته اما موفق نگردیدند. جریان مأموریت به اهل فرنگ برای قتل حضرت وهمچنین نامه برای عیسی که برادر خانم هارون و فرماندار بصره بود و حضرت در خانه او زندانی بوده وهمچنین دستور فضل ابن یحیی برای قتل حضرت وامثال آن که از مصادیق محدودیت است .
زندانهایی که حضرت درآنها زندانی شد عبارتند از :
الف: در بصره در خانه عیسی ابن جعفر فرماندار شهر وبرادر خانم هارون (برادر زبیده) عیسی به هارون پیام داد که با گماشتن جاسوس تمام رفتار به ویژه نماز موسی ابن جعفر(ع) راکنترل نمودم ودر این مدت طولانی نیافتم که علیه تو ویا من نفرین نماید ودائم به فکر استغفار وطلب مغفرت برای خود است . ومن بازداشت اورا به مصلحت نمی دانم . او را به دیگری بسپار وگر نه او را آزاد می کنم.
ب: فضل ابن ربیع آجودان مخصوص هارون.
ج: فضل ابن یحیی
سندی ابن شاهک. چهارسال همراه با شکنجه وناملایمات
حضرت در دستگاه حاکمان بهویژه در دستگاه هارون بسیار نفوذ داشت . در دارالاماره وحتی در خانه هارون مامور مخفی داشته تا امور را در کنترل بگیرد . جناب علی ابن یقطین در دارالاماره نفر دوم بود وهر چه را در کشور می گذشت باخبر بود ومراتب را مخفیانه به عرض حضرت می رساند وهمچنین جعفرابن اشعث که در بیت هرون بخاطر تدریس بچه هایش بود عامل حضرت بود ومسائل جاریه در بیت را تحت نظر داشت .
آری حضرت در تمام امور مربوط به هارون وحکومت هارون را زیر نظر داشت تا بتواند اشراف بر امور داشته وبه وقت تصمیم مناسب ونیز اقدام به هنگام هم داشته باشد .
اگرچه حضرت مبارزه باشمشیر وجنگ مسلحانه با حاکمان نداشت اما مبارزه باقلم وزبان داشت وهمواره از هر فرصتی علیه حاکمان اقدام می نمود ودر این راه از هیچ تلاشی فروگذار نکرد . حتی آنجایی که باید مواجه شود وحرف بزند چنین می کرد وآنجایی که یاید عامل نفوذی بگذارد چنین می نمود وآنجایی که باید روشنگری می نمود روشنگری می کرد آنجایی که باید کسی را برکاری می گمارد می گماشت وخلاصه هرآنچه را در مسیر مبارزه لازم بود انجام دهد انجام می داد .
مثلا یک وقتی هرون به مدینه برای زیارت پیامبر رفته بود واز قضا حضرت هم در حرم بود وهرون خواست با کنایه به حضرت بفهماند که از نزدیکان پیامبرهست وبه همین خاطر شایسته خلافت است ولذا خطاب به پیامبر عرض کرد السلام علیک یابن عم حضرت سریع در مقابل فرمود: السلام علیک یا ابه یعنی شما که دم از خویشاوندی وپسر عمویی می زنی بدان که من فرزند رسول خدایم پس من نزدیکترم . تو اگر پسر عمو هستی من پسر هستم ولذا خطاب به هارون فرمود : اگر پیامبر دختر می داشت آیا تو می توانستی به خواستگاری بروی ؟ گفت بله ولی حضرت فرمود: اما من نمی توانستم . با این مکالمه خواست به هارون بفهماند از در قوم وخویشی در نیا. (خاندان وحی ، ص 560)
ویا ابراهیم جمال که به هارون جهت حج شتران خود را کرایه داد کاری کرد که منصرف شود واجاره را لغو کندکه برای هارون بسیار گران تمام شد وبه ابراهیم گفت اگر نبود ارتباط خوشاوندی بین من وشما می دادم گردن ترا بزنند .
ویا تاثیری که در زندان عیسی داشت ویا تأثیری که در زندان در دخترک رقاصه گذاشت ودیگر اقدامات مشابه که هارون را به ستوه در آورده بود .
ویا در نشستی با هرون ، هرون به حضرت عرض می کند از ما چیزی بخواه حضرت می فرماید: ” لَم اُخلَق سَئُولاً ” (خاندان وحی، ص562)
ویا برنگین انگشتر خود نوشته بود: ” اَلمُلکُ لِلّهِ” و یا “حَسبِیَ اللهُ ” ویا اینکه به هارون فرمود : ” اَنَا اِمامُ القُلُوبِ وَ اَنتَ اِمامُ الجُسُومِ” که به هر حال از هر فرصتی علیه هارون استفاده نموده وبا او به مبارزه بر می خواست .
الف: نشستن روی آتش در جریان احتجاج با برادرش عبد الله که مدعی امامت بود . (حدیقه الشیعه ، ص622)
ب : پیشگویی فوت کسی در نزد ابوحنیفه وابو یوسف نمودن . (حدیقه الشیعه ، ص625)
ج : زنده نمودن الاغ کسی که در بین مدینه ومکه مانده بود. (حدیقه الشیعه ، ص625)
چند نکته دیگر
1- حضرت برای اثبات امامت خود خبرهایی از پیامبر (ص) و حضرت فاطمه (س) وحضرات امام علی (ع) وامام حسن (ع) وامام حسین(ع) اخبار نقل می نمود .(حدیقه الشیعه ، ص626)
2- هارون به بهانه جلوگیری از اختلاف وتفرقه بین مسلمین حضرت را باز داشت وزندانی وتبعید نمود. پس از حج به مدینه رفت وبا عذرخواهی از پیامبر (ص) در کنار قبرش حضرت را باز داشت نمود. ودر سال 179 از مدینه به بصره تبعید نمود . هنگام تبعید دو تا محمل وکجاوه تهیه کرد یکی به کوفه ودیگری به بصره تا رد گم کند.
3- دعا برای خلاصی از زندان هارون:
یاسَیِّدی نَجِّنی مِن حَبسِ هارُونَ الرَّشیدِ وَ خَلِّصنی مِن یَدِهِ . یامُخَلِّصَ الشَّجَرِ مِن بَینِ رَملٍ وَ طینٍ وَ ماءٍ وَ یا مُخَلِّصَ اللَّبَنِ مِن بَینِ فَرثٍ وَ دَمٍ وَ یا مُخَلِّصَ الوَلَدِ مِن بَینِ مَشیمَهٍ وَ رَحِمٍ وَ یا مُخَلِّصَ النّارِ مِن بَینِ الحَدیدِ وَالحَجَرِ وَ یامُخَلِّص الرُّوحِ مِن بَینِ الاَحشاءِ وَالاَمعاءِ خَلِّصنی مِن یَدَی هارُونَ.(منتهی الامال ،ج2 ، ص185)
4- در زمان هادی بازداشت شد وبا خوابی که هادی دید او را آزاد نمود .ودر زمان هارون اوائل مورد عزت واحترام بود سپس با احضار به بغدادوزندانهای متعددمورد عذاب وقتل قرار گرفت.
5- سندی ابن شاهک(علیه اللعنه والعذاب)گوید : هنگام وفات حضرت به او گفتم : دَعنی اُکَفِّنُکَ فَقالَ اِنّا اَهلُبَیتٍ حَجُّ صَرُورَتِنا وَمُهُورُ نِسائِنا وَ اَکفانُنا مِن طُهُورِ اَموالِنا .(خاندان وحی ، ص484)یعنی مال تو ناپاک است .
6- چگونگی شهادت:
ده دانه از رطب میل فرمود ودست از خوردن کشید. وبه سندی فرمود به مقصود رسیدی .
سندی پس از آنکه حضرت مسموم نمود از قضاه وعدول دعوت کرد وآقا را به حضور شان آورد وگفت به بینید می گویند او در رنج و عذاب است. ملاحظه می کنید که او در رفاه وآسایش است .
حضرت فرمودند ظاهر من خوب است ولی امروز تا غروب رنگم قرمز خواهد شد وفردا زرد می شودوپس فردا سفید ومن از دنیا خواهم رفت.
7- تلاش وتحرک سیاسی امام
حضرت از همه امکانات علیه هارون استفاده می نمود که به چند نمونه ذکر می شود :
الف : صفوان جمال که مکاری بود وشتران خود را کرایه می داد . وسالی شتران خود را به هارون جهت سفر حج کرایه داد . وروزی خدمت حضرت موسی ابن جعفر (ع)رسید و پس از احوالپرسی جریان کرایه دادن شتران خود به هارون را مطرح کرد .
حضرت وقتی شنید خیلی ناراحت شد وآثار خشم از چهره مبارکش آشکار شد . وصفوان این معنی را فهمید عرض کرد آقا من که کار بدی نکردم اولا اجرت کامل شتران را می گیرم ثانیا سفر گناه نیست ، سفر حج است ثالثا ثواب هم شاید داشته باشد .
حضرت فرمود آیا امید وآرزو داری که یک روز هارون سالم برگردد تا بقیه اجرت را به شما بدهد ؟ عرض کرد بله آقا . حضرت فرمود: به همین مقدار که آرزوی سلامتی او را داری باید بدانی هر ظلمی که او در این فرصت انجام دهد شما هم در ظلم او شریک هستی . صفوان ناراحت شد وناگهان تمام شتران خود را یکجا فروخت وبه هارون با بهانه هایی انصراف خود را اعلام کرد .
هارون فهمید که مشکل از کجا است ولذا گفت اگر نبود دوستی گذشته ما ونمکی که از هم خورده ایم دستور می دادم که گردن ترا بزنند .تو با این بهانه شتر نفروختی بل شما به دستور موسی ابن جعفر (ع) این کار را کردی . آری هارون می فهمید که از کجا ضربه می خورد واز کجا آسیب می بیند .
8- رفتار اجتماعی شایسته
حضرت در مواجهه با افراد خوش برخورد بود . در برابر بدگوها کظم الغیظ داشت . برای مومنین دعا می کرد ومی فرمود در دعا برای دیگران دعا کنید به شما هزار برابر خواهند داد .بافقراء همنشین می شد واز آنها دلجویی می نمود . پیش سلام بود . با بنده وآزاد یکسان برخورد می کرد . به صله رحم مقید بود . احسان وانفاق او زیاد بود .
9- افقه زمان .
افقه اهل زملن خود بود و272 راوی از او نقل حدیث نمودند .
کتاب “المناسک والمسائل” که از علی ابن جعفر برادر بزرگوار آن حضرت می باشد همه مطالبش از آن حضرت است.
سفارش پیامبر (ص) به امام علی (ع) یا عَلِیُّ ! اُوصیکَ بِوَصِیَّةٍ فَاحفَظها فَلا تَزالُ…
توصیه امام باقر علیهالسلام برای زائرین کربلا دورکعت نماز پیش از شروع به سفر صلوات…
چهل حدیث در تشييع جنازه چهل حدیث در موضوع تشییع برگزیده ، ترجمه ،…
رعایت آداب در تشییع اعلام برای تشییع برگشت از تشییع با اجازه صاحب میت کراهت…