خطبه بدون نقطه از حضرت علی(ع )
خطبه بدون نقطه از حضرت علی7
این خطبه (که مانند خطبه بدون الف، معجزه ادبی آن حضرت است) از مراتب علمی و فکری مولای متقیان حکایت دارد، که بدون درنگ و تأمّل، پس از صحبت اصحاب به ایراد آن پرداخته، و در مورد توحید و نُبُوّت و صفات الهی، و سنت و سیره رسول خدا6 میباشد، و مردم را به تبعیّت از آن حضرت، و خوداندیشی و خودسازی دعوت میفرماید.
اَلحَمدُ لِلّهِ أهلِ الحَمدِ وَ مَأواهُ، وَ لَهُ أوکَدُ الحَمدُ وَ أحلاهُ، وَ أسعَدُ الحَمدِ وَ أسراهُ، وَ أطهَرُ الحَمدِ وَ أسماهُ، وَ أکرَمُ الحَمدِ وَ أولاهُ.
اَلواحِدِ الأحَدِ الصَّمَدِ لا والِدَ لَهُ وَ لا وَلَدَ سَلَّطَ المُلُوکَ وَ أعداها وَ أهلَکَ العُداةَ وَ أدحاها، وَ أوصَلَ المَکارِمَ وَ أسراها، وَ سَمَکَ السَّماءَ وَ عَلاها، وَ سَطَحَ المِهادَ وَ طَحاها، وَطَّدَهَا وَ دَحَاهَا، وَ مَدَّهَا وَ سَوَّاهَا، وَ مَهَّدَهَا وَ وَطَّاهَا، وَ أعطاکُم ماءَهَا وَ مَرعاها، وَ أحکَمَ عَدَّ الاُمَمِ وَ أحصاها، وَ عَدَّلَ الأعلامَ وَ أرساها.
ألا لَهُ الأوَّلُ لا مُعادِلَ لَهُ، وَ لا رادَّ لِحُکمِهِ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ المَلِکُ السَّلامُ المُصَوِّرُ العَلاّمُ الْحَاکِمُ الْوَدُودُ، الْمُطَهِّرُ الطَّاهِرُ، الْمَحْمُودُ أمْرُهُ، الْمَعْمُورُ حَرَمُهُ، الْمَأمُولُ کَرَمُهُ عَلَّمَکُم کَلامَهُ و أراکُم أعلامَهُ، وَ حَصَّلَ لَکُم أحکامَهُ، وَ حَلَّلَ حَلالَهُ وَ حَرَّمَ حَرامَهُ و حَمِّلَ مُحَمَّداً الرِّسالَةَ، رَسُولَهُ المُکَرَّمَ المُسَوَّدَ المُسَدَّدَ الطُهِر المُطَهِّرَ، أسعَدَ اللهُ الأُمَّةَ، لِعُلُوِّ مَحَلِّهِ، وَ سُمُوِّ سُؤدَدِهِ وَ سِدادِ أمرِهِ وَ کَمالِ مُرادِهِ.
أطَهَرَ وُلِدِ آدَمَ مَولُوداً، وَ أسَطعَهُم سَعُوداً، وَ أطَولُهُم عَمُوداً، وَ أرواهُم عَوداً، وَ أصَحَّهُم عُهُوداً، وَ أکرَمَهُم مُرداً وَ کُهُولاً. صَلاّهُ اللهُ لَهُ وَ لآلِهِ الأطهارِ، مُسَلِّمَةً مُکَرَّرَةً مَعدُودَةً وَ لِآلِ وَدِّهِم الکِرامِ، مُحصَّلَةً مُرَدَّدةً مادامَ لِلسَّماءِ أمرٌ مَرسُومٌ وَحَدٌّ مَعلومٌ.
أرسَلَهُ رَحمَةً لَکُم، وَ طَهارَةً لِأعمالِکُم، وَ هُدُوء دارِکُم، وَ دُحُورَ عارِکُم، وَ صَلاحَ أحوالِکُم، وَ طاعَهً لِلّهِ وَ رُسُلِهِ، وَ عِصمَةً لَکُم وَ رَحَمَة.
اِسمَعُوا لَهُ، وَ راعُوُا أمرَهُ، وَ حَلِّلُوا ما حَلَّلَ، وَ حَرِّمُوا ما حَرَّمَ، وَ أعمِدُوا رَحِمَکُمُ اللهُ لِدَوامِ العَمَل، وَ ادَّحِرُوا الحِرصَ وَأعدِمُوا الکَسَلَ، وَ أدِرُّوا السَّلامَةَ وَ حِراسَةِ المُلکِ وَ رَوعِها، و هَلعٌ الصُّدُورِ وَ حُلولِ کَلِّها وَ هَمِّها.
هَلَکَ وَ اللهِ أهلُ الأصرارِ، وَ ما وَلَدَ والِدٌ لِلأسرارِ، کَم مُؤمِّلٍ أمَّلَ ما أهلَکَهُ، وَ کَم مالٍ وَ سَلاحٍ اُعِدَّ صَارَ لِلأعداءِ عَدّهُ وَ عَمدَهُ.
اَللّهُمَّ لَکَ الحَمدُ وَ دَوامُهُ، وَ المُلکُ وَ کَمالُهُ، لا اِلهَ اِلاّ هُوَ، وَسِعَ کُلَّ حِلمٍ حِلمُهُ، وَ سَدَّدَ کُلَّ حُکمٍ حُکمُهُ، وَ حَدَرَ کُلَّ عِلمٍ عِلمُهُ.
عَصَمَکُم وَ لَواکُم وَ دَوامَ السَّلامَةَ أولاکُم، وَ لِلطّاعَةِ سَدَّدَکُم، وَ لِلإسلامِ هَداکُم، وَ رَحِمَکُم وَ سَمِعَ دُعائَکُم وَ طَهَّرَ أعمالَکُم وَ أصلَحَ أحوالَکُم.
وَ أسالَهُ لَکُم دَوامَ السَّلامَةِ: وَ کَمالَ السَّعادَةِ، وَ الآلاءِ الدَّارَةِ، وَ الأحوالِ السّارَّةِ، وَ الحَمدَ لِلّهِ وَحدَهُ.»؛[1]
* لازم به تذکر است نقطههایی که بر روی، ها گرد «ة» میآید، چون در حال «وقف» خوانده نمیشود، لذا حرف نقطهدار محسوب نمیگردد.
این خطبه نیز از مراتب علمی و فکری مولای متقیان حکایت دارد، که بدون تأمل، پس از صحبت اصحاب به ایراد آن پرداخته، و در مورد توحید و نبوت و صفات الهی، و سنت و سیره رسول خدا صلیالله علیه و آله میباشد، و جامعه اسلامی را به تبعیت از آن حضرت و خودسازی دعوت میفرمایند.
ترجمه خطبه:
ستایش مخصوص خدایی است که سزاوار ستایش و مال آن است. از آن اوست رساترین ستایش و شیرینترین آن و سعادت بخشترین ستایش و سخاوتبارترین و شریفترین آن و پاکترین ستایش و بلندترین آن و ممتازترین ستایش و سزاوارترین آن.
یگانه و یکتای بینیازی که همه نیازمندان و گرفتاران آهنگ او نمایند. نه پدری دارد و نه فرزندی. شاهان را به حکمت و آزمون مسلّط ساخت و به تاختن وا داشت.
و ستمکاران و متجاوزان را هلاک نمود و کنارشان افکند. و سجایای بلند را به خلایق رسانید و شرافت بخشید. و آسمان را بالا برد و بلند گردانید. بستر زمین را گشود و گسترش داد و محکم نمود و گسترده ساخت. آن را امتداد داد و هموار کرد و برای زندگی آماده و مهیّا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزانی داشت. تعداد اقوام را برای زندگی آماده و مهیّا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزانی داشت. تعداد اقوام را برای زندگی در آن به درستی و حکمت مقرّر فرمود و بر شمار یکایک آنان احاطه یافت و نشانههای بلند هدایت مقرّر فرمود و آنها را بر افراشته و استوار ساخت.
معبود نخستین که نه او را همطرازی است و نه حکمش را مانعی. خدایی نیست جز او، که پادشاه است و مایة سلامت، صورتگر است و دانا، فرمانروا و مهربان، پاک و بیآلایش، فرمانش ستوده است و حریم کویش آباد به توجّه پرستندگان و نیازمندان است و سخایش مورد امید.
کلامش را به شما آموخت و نشانههایش را به شما نمایاند. و احکامش را برایتان دست یافتنی نمود. آنچه روا بود حلال و آنچه در خور ممنوعیت بود، حرام شمرد.
بار رسالت را بر دوش محمّد صلّی الله علیه و آله افکند. همان رسول گرامی که بدو سروری و درستی در گفتار و کردار و رفتار ارزانی شده، پاک و پیراسته است.
خداوند این امّت را به خاطر برتری مقام و بلندیِ شرف و استواری دین او را کامل بودنِ آرمانش سعادت بخشید. او بیآلایشترین فردِ از آدمیان در هنگامه ولادت و فروزندهترین ستاره یُمن و سعادت است. او بلند پایهترین آنان در نیاکان است و زیباترین آنها در نسل و شاخسار. و درست پیمانترین و کریمترین آنان است در نوجوانی و بزرگسالی.
درود خداوند از آن او و خاندان پاکش باد، درودی خالص و پی در پی و مکرّر بر آنان و برای دوستداران بزرگوارشان، درودی ماندگار و پیوسته، برای همیشه تا وقتی که برای آنان حکمی مرقوم است و نقشی مقرّر.
او فرستاده تا برایتان رحمتی باشد و مایه پاکیزگی اعمالتان و آرامشسرای زندگی شما و بر طرف شدن نقاط ننگ و شرمآور کارتان. و تا مایه صلاح حالتان باشد و اطاعت شما از خدا و رسولانش و موجب حفظ شما و رحمتی بس بزرگ و فراگیر.
از او فرمان برید و بر دستورش مواظبت ورزید. آنچه را حلال دانست، حلال و هر چه را حرام داشت حرام بشمارید. خدایتان رحمت کند؛ آهنگ کوششی پیوسته نمایید و آزمندی را از خود برانید و تنبلی را وانهید. رسم سلامت و حفظ حاکمیت و بالندگی آن را و آنچه را که موجب دغدغه سینهها و تشویش دلها و رویکردِ درماندگی و پریشانی به سوی به آنهاست.
[1] . نهجالسعادة فی مستدرک نهجالبلاغه، ج 1، ص100 تا 103، خ 21، بحارالانوار، ج9، ط قدیم به نقل از سفینةالبحار، ج1، ص397، تاریخ عمادزاده، امیر المؤمنین، ص438.
