عزت
عزت
)فَإنَّ العِزَّة لِلّهِ جَمیعاً([1]
پس حقیقتاً تمامی عزت از آن خداوند تبارک و تعالی است.
پیامبر گرامی6:
مَنْ عَفا عَن مَظلَمَةٍ أبَدَلَهُ الله بِها عِزّا فِي الدُّنیا وَالآخِرَةِ؛[2]
هر کس از ظلمی که در حق او شده گذشت کند، خداوند به جای آن در دنیا و آخرت به او عزّت میبخشد.
اِنَّ رَبِّکُم یَقُولُ کُلَ یَومٍ اَنَا العَزیزُ فَمَن اَرادَ عِزَّ الدّارَینِ فَلیُطِعِ العَزیز؛[3]
خدای تعالی هر روز میفرماید: من پروردگار عزیز شما هستم، پس هر کس خواهان عزت دو جهان است باید که از خدای عزیز اطاعت کند.
اُطلُبُوا الحَوائِجَ بِعِزَّةِ الأنفُسِ؛[4]
اگر حاجتی به دیگران دارید از آنها بخواهید ولی به عزتنفس بخواهید.
امام علی7:
ألا إنَّهُ مَن یُنصِفِ النّاسَ مِن نَفسِهِ لَم یَزِدهُ اللهُ إلاّ عِزّا؛[5]
بدانید که هر کس با مردم منصفانه رفتار کند، خداوند جز بر عزّت او نیفزاید.
فَرَضَ اللهُ… الجِهادَ عِزّا لِلإسلامِ؛[6]
خداوند… جهاد را برای عزّت و سربلندی اسلام واجب فرمود.
ثُمَّ أنزَلَ عَلَیهِ الکِتابَ… وَ عِزّا لاتُهزَمُ أنصارُهُ؛[7]
قرآنی که بر پیامبر نازل شد… عزتی است که هوادارانش شکست نمیخورند… .
مَنِ اعتَزِّ بَغَیرِ اللهِ اَهلَکَهُ العِزُّ؛[8]
هر کس به جز از خدا عزت بجوید آن عزت او را هلاک میکند.
امام حسین7:
مَوْتٌ فی عِزٍّ خَیْرٌ مِنْ حیاةٍ فی ذُلٍّ؛[9]
مردن در سایهی عزت بهتر است از زندگی با ذلّت.
امام صادق7:
لاَ یَزَالُ الْعِزُّ قَلِقاً حَتَّی یَأتِيَ دَاراً قَدِ اسْتَشْعَرَ أهْلُهَا الْیَأسَ مِمَّا فِي أیْدِي النَّاسِ فَیُوطِنَهَا؛[10]
عزّت پیوسته بیقراری میکند تا آنکه به خانهای در آید که اهل آن چشم طمع به دست مردم نداشته باشند و در آنجا مستقر میشود.
امام جواد7:
عِزُّ المُؤمِنِ غِناهُ عَنِ النَّاسِ؛[11]
عزّت مؤمن در بینیازی او از مردم است.
عزت و ذلت
)وَ تُعِزُّ مَنْ تَشَآءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشَآءُ بِیَدِکَ الْخَیْرُ(
و هر که را خواهی عزت بخشی و هر که را خواهی خوار گردانی.[12]
امام علی7:
مَنْ یَطلُبُ العِزَّ بِغَیرٍ حَقٍّ یَذِلُّ وَ مَنْ عانَدَ الحَقّ لَزِمَهُ الوَهنُ؛[13]
هر کس به جز حق جویای عزت شود به ذلت در افتد و هر کس با حق عناد ورزد خوار گردد.
اَلشَّجاعَةُ عِزٌّ حاضِرٌ، اَلجُبنُ، ذُلٌّ ظاهِرٌ؛[14]
شجاعت عزّتی است آماده، ترس ذلّتی است آشکار.
کُلُّ عَزیزٍ داخِلٌ تَحتَ القُدرَةِ فَذَلیلٌ؛[15]
هر عزیزی که تحت قدرت و سلطهای باشد ذلیل است.
اَلصِّدقُ عِزٌّ وَالجَهلُ ذُلٌّ؛[16]
راستی عزّت است و نادانی ذلّت.
اَلمَنِیَّةُ وَ لاَ الدَّنِیَّةُ وَ التَّقَلُّلُ وَ لاَ التَّوَسُّلُ؛[17]
مرگ آری امّا پستی و خواری هرگز، به اندک ساختن آری امّا دست سوی این و آن دراز کردن هرگز.
مَنْ طَلَبَ عِزَّا بِظُلْمٍ وَ باطِلٍ أوْرَثَهُ اللهُ ذُلاًّ بِإنصافٍ وَ حَقٍّ؛[18]
هر کس عزّت را با ظلم و باطل طلب کند، خداوند به انصاف و حق ذلّت نصیبش مینماید.
امام حسین7:
ما أهوَنَ المَوتَ عَلی سَبیلِ نَیلِ العِزِّ وَ إحیاءِ الحَقِّ. لَیسَ المَوتُ فی سَبیل العِزّ إلاّ حَیاةٌ خالِدَةٌ وَ لَیسَتِ الحَیاةُ مَعَ الذُّلِّ إلاَّ المَوتُ الَّذي لاحَیاةَ مَعَهُ؛[19]
چه آسان است مرگی که در راه رسیدن به عزّت و احیای حق باشد، مرگ عزتمندانه جز زندگی جاوید و زندگی ذلیلانه جز مرگ همیشگی نیست.
ما تَرَکَ الحَقَّ عَزیزٌ إلاَّ ذَلَّ وَلا أخَذَ بِهِ ذَلیلٌ إلاَّ عَزَّ؛[20]
هیچ عزیزی حق را ترک نکرد، مگر اینکه ذلیل شد و هیچ ذلیلی به حق عمل نکرد مگر اینکه عزیز شد.
امام سجاد7:
اَللهُمَّ… ذَلِّلنی بَینَ یَدَیکَ وَ أعِزَّنی عِندَ خَلقِکَ وَضَعنی إذا خَلَوتُ بکَ وَارفَعنی بَینَ عِبادِکَ وَ أغنِنی عَمَّن هُوَ غَنِیٌّ عَنّی وَ زدنی إلَیکَ فاقَةً وَ فَقراً؛[21]
خداوندا… مرا در پیشگاه خودت خوار و نزد خلقت عزیز فرما، مرا در خلوتِ با خودت پَست و در میان بندگانت سربلند گردان و از کسی که از من بینیاز است، بینیاز گردان و بر نیازمندی و فقر من به خدمت بیفزای.
امام حسن عسگری7:
ما تَرَکَ الحَقَّ عَزیرٌ إلاَّ ذَلَّ وَ لا أخَذَ بِه ذَلیلٌ إلاّ عَزَّ؛[22]
هیچ عزیزی حق را ترک نکرد، مگر اینکه ذلیل شد و هیچ ذلیلی به حق عمل نکرد مگر اینکه عزیز شد.
[1] . سوره نساء آیه 139.
[2] . امالی (طوسی)، ص182، ح306.
[3] . بحارالانوار (طبع بیروت)، ج68، ص120.
[4] . نهجالفصاحه، حدیث 325، ص64.
[5] . کافی (ط ـ الاسلامیه)، ج۲، ص144، ح4.
[6] . من لایحضره الفقیه، ج۳، ص568، ح4940 ـ نهجالبلاغه (صبحی صالح)، ص512، حکمت 252.
[7] . نهجالبلاغه (صبحی صالح)، ص315، از خطبه 198.
[8] . تصنیف غررالحکم و دررالحکم، ص478، ح10985.
[9] . کشف الغمه (ط ـ القدیمه)، ج۲، ص205.
[10] . کشف الغمه (ط ـ القدیمه)، ج۲، ص205.
[11] . تحفالعقول، ص89، بحارالانوار، ج72، ص109، ح12.
[12] . سوره آل عمران، آیه26.
[13] . تحفالعقول، ص95.
[14] . شرح آقا جمالالدین خوانساری بر غررالحکم و دررالکلم، ج۱، ص152، ح572.
[15] . تحفالعقول، ص215.
[16] . کافی (ط ـ الاسلامیه)، ج۱، ص26، ح29 ـ تحف العقول، ص356.
[17] . کافی (ط ـ الاسلامیه)، ج8، ص21 ـ نهجالبلاغه (صبحی صالح)، ص546، حکمت 396.
[18] . شرح نهجالبلاغه (ابن ابی الحدید)، ج20، ص309، ح536.
[19] . احقاق الحق، ج۱۱، ص601.
[20] . تحت العقول، ص489 ـ بحارالأنوار (ط ـ بیروت)، ج75، ص374.
[21] . ریاض السالکین (در شرح صحیفه سجادیه)، ج6، ص265.
[22] . تحفالعقول، ص489 ـ بحارالانوار (ط ـ بیروت)، ج75، ص374.